تبليغاتX
مجموعه اشعار سی مرغ

امکانات

مناره

مناره های سبز!
حیرت است
تنهایی و هول ترس
حکایت دویدن و تنگی نفس است
گذاشتن یک نردبان نقاشی
بر بام خدا
مثلا پریدن از قفس است

نویسنده: ترمتای ׀ تاریخ: پنجشنبه 1387/05/31 ׀ موضوع: ׀

اقتصاد

اقتصاد
یعنی کفش های نو
وقتی که کفش های کهنۀ تو
پاره می شود
اما همسایه تعریف دیگری دارد
او می گوید:
اقتصاد
یعنی کفش های نو
پیش از این که کفش های نو کهنه شوند
من اما
با پای برهنه
بر بام اقتصاد می دوم

نویسنده: چکاوک ׀ تاریخ: چهارشنبه 1387/05/30 ׀ موضوع: ׀

شک

شک
پاهايت را به بند مي کشد
در حال دويدن
پاهايت را برهنه کن
آن وقت
نيازي به انتخاب نيست

نویسنده: سینه سرخ ׀ تاریخ: سه شنبه 1387/05/29 ׀ موضوع: ׀

زیباترین ترانه

زيباترين ترانه ها
وقتي به بار مي نشيند
كه تو آن بالا
روي ديوارها
رقص پرواز مي كني
و حوا
اين پايين
با داس خود
چيدن سيب را مشق مي كند

نویسنده: فاخته ׀ تاریخ: دوشنبه 1387/05/28 ׀ موضوع: ׀

نجات دهنده

تو نجات دهنده ای
پیروانت نشسته اند
و انتظار را
بهانه ی نشستن خویش می کنند
تو می آیی
شاید همین فردا
و ما
تنها ایستاده ایم
و حجاب ها را
تماشا می کنیم
ولی هنوز
هستند منتظرانی که
جارو به پای خویش بسته اند
و
به سوی تو می دوند ...
نویسنده: سیمرغ ׀ تاریخ: یکشنبه 1387/05/27 ׀ موضوع: ׀

لبان غزل

گفتي:  اگر عاشقي، سكوت چرا؟
گفتم:   من عاشق لبان غزلم
           اين را
           در گوش سكوت
           از ازل گفته ام
گفتي:  دوباره بگو!
گفتم:   خدا غزل است
           و 
           تو مطلع آن غزلي
           من فقط از لبان غزل گفتم

نویسنده: قناری ׀ تاریخ: شنبه 1387/05/26 ׀ موضوع: ׀

کوچه

کوچه همان جایی ست
که پنجره
خود را به بند دیوار می کشد
جایی که دیو
سرمست از اقتدار چکمه هایی که به پا دارد
بر قامت خاک لگد می کوبد
و
پای دیوارها
خط قرمز فهم پنجره ها را رسم می کند
کوچه
آوردگاه طاغی برهنه پایی ست
که پا به پای پری
بر سر دیوارها می دود
و با شکستن پنجره ها
به فهم کوچه نقب می زند

نویسنده: پرستوك ׀ تاریخ: جمعه 1387/05/25 ׀ موضوع: ׀

سر کوچه

درست است که دیو
ناجوانمردانه
دست پری را از پشت بسته است
یا لگدکوب کرده اند چکمه ها
خاک کوچه را
کمر کوچه هم شکسته است
اما
تن کوچه
حقیر نیست هنوز
تا سر کوچه خم نگشته است

نویسنده: کبوتر ׀ تاریخ: پنجشنبه 1387/05/24 ׀ موضوع: ׀

صخره های انتظار

نشسته ام روی صخره های انتظار
خیالم دریایی متلاطم است
نا امیدم
ولی در دلم موج می زند امید
عقل ندا می دهد که
صبور باش
عشق می گوید
نترس
جسور باش
در این میانه
دلم طاق می شود طاقتش
از روی صخره های انتظار
به دریا می پرد

نویسنده: طاووس ׀ تاریخ: چهارشنبه 1387/05/23 ׀ موضوع: ׀

آدمیت

وقتی رنج همسایه را
به بند تعریف می کشی
و
از این چرایی بغض کوچه ها
ساده می گذری
و
برای یافتن تار و پود شعر
به زحمت
از شاخه های پیچیده ی ذهنت می آویزی
می توان
به سادگی
مدال آدمیت را بر سینه ات کوبید
اما
دوست من
بیا
به حقیقت آن گونه که هست نگاه کنیم
عبور از کوچه ها
بدون آنکه شیشه ای ترک بردارد
نشان خوب بودن نیست

نویسنده: قمری ׀ تاریخ: سه شنبه 1387/05/22 ׀ موضوع: ׀

عشق

دیریست که در سردابه های دلت
عشق در مقام توبه نشسته است
وقتش رسیده است
عشق توبه بشکند
بودای وجود تو هم
لبی تر کند

نویسنده: سهره ׀ تاریخ: دوشنبه 1387/05/21 ׀ موضوع: ׀

پریدن

گفت:
         برای پریدن و رفتن
         تنها پرنده بودن کافی نیست
         وگرنه کرکس پرنده است
         دلت زلال شود
         پیش از آنکه فهم کنی
         به آن سو پریده ای
و این
به دل من نشست ...

نویسنده: شاهین ׀ تاریخ: یکشنبه 1387/05/20 ׀ موضوع: ׀

چشم به راه

روزگار تلخ ما را به

آشیانه ای دور پرتاب کرد

آنجا که خورشید نگاهش را خصمانه

در گلوی تشنۀ خاک می ریزد

و آب با صدایی شکسته

آواز می خواند

سکوت و غم در شب انتظار

چه وقت از این حصار رها می شوم

پیکره ام و تنهایی ام

چشم به راه تو بود

اما کلام تو این بود

که در تنهایی بی نیاز باش

بی نیاز از هر چیز

نویسنده: توكا ׀ تاریخ: شنبه 1387/05/19 ׀ موضوع: ׀

ذره های ناب

وقتی از پنجرۀ چشمان تو
به نظارۀ واقعه ای می نشینم
که خدا هم از آن غفلت کرده بود
با شعف
قلابم را از دل آسمان می آویزم
باور نمی کنند خلق
که چگونه با هر تکان باد
تاب می خورم
و تکه تکه عالم را
در الک چشمان تو می ریزم
تا ذره های ناب آن
نفس خدا را مسموم کند
آری
این روزها
فراتر از هر چیز
خورشید به ما نزدیک است ...

نویسنده: عنقا ׀ تاریخ: جمعه 1387/05/18 ׀ موضوع: ׀

خوشه انگور

یک دانه انگور

به بزرگی سیب نیست

اما در مورد خوشه ی انگور وضع فرق می کند

با این حال

خوشه ای که با یک تلنگر باد

دانه هایش فرو می ریزند

بزرگیش بزرگ نیست

اما دانه هایی که عاشقانه در هم تنیده اند

با تکان های شدید باد هم

از هم جدا نمی شوند

مثل خوشه های انگور یاقوتی

که برای کندن یک دانه ی آن

نمی شود دانه های دیگر را ندیده گرفت

یعنی باید به جای یک دانه

خون دانه های دیگر را ریخت
نویسنده: چکاوک ׀ تاریخ: پنجشنبه 1387/05/17 ׀ موضوع: ׀

سر کوچه

می دانم
سخت است جهالت کوچه
دیگر بهار نیست
گیرم تو سرِ کوچه ای
و
این درست است
به این بهانه نباید
تن کوچه را حقیر کرد
در این سرزمین کهن
از تن کوچه
سرهایی شکفته اند که
در دو عالم اعجاب کرده اند
ولی به حرمت ریشه های خویش

به تن کوچه کمتر از گل نگفته اند
نویسنده: مینا ׀ تاریخ: چهارشنبه 1387/05/16 ׀ موضوع: ׀

کفش های کهنه

گاهی خدا

به زیر پای خویش نگاه می کند

تعجب نکن

زیر پای خدا چیزی نیست

او به کفش های کهنه اش نگاه می کند
نویسنده: سینه سرخ ׀ تاریخ: سه شنبه 1387/05/15 ׀ موضوع: ׀

کاش می گریستند

قلبم را با پاهایم چسبیده ام

پا به پایش می دوم

تا از دست نرود

پیاده رو از ترس زخم پاهایم

مژه بر هم نمی زند

تا مبادا

اشک هایش جاری شود

هوای داغ انگار

پیاده رو را بو می کشد

در انتظار افتادن قلبم از لای انگشتان پاهایم

و یا ترکیدن بغض پیاده رو

کاش ابرها می گریستند

نویسنده: فاخته ׀ تاریخ: یکشنبه 1387/05/13 ׀ موضوع: ׀

درنگ

پیش از پریدن
به آن سوی پرچین باغ
تنها کمی درنگ کن
یکی از پشت سر
در حال دویدن به سوی توست

پاهایش جلوتر از خودش می دوند

نویسنده: هدهد ׀ تاریخ: شنبه 1387/05/12 ׀ موضوع: ׀

یادآوری

ديوار را

نمي شود خراب کرد

اگر

دريابي

ديوار را چرا کشيده اند

با پاي برهنه هم

مي توان دويد
اگر

خاک را به ياد بياوري

نویسنده: کبوتر ׀ تاریخ: شنبه 1387/05/12 ׀ موضوع: ׀

درباره وبلاگ

تمامی حقوق مادی و معنوی وبلاگ سیمرغ مربوط به گروه سیمرغ است. استفاده از مطالب درج شده بدون آگاهی گروه سیمرغ به هیچ عنوان مجاز نیست. در صورت مشاهده تخلف، برخورد قانونی صورت خواهد گرفت.


لینکدونی

جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to sim0rgh.Blogfa.com / Theme by: iTheme